معرفی و دانلود کتاب The Strange Library نوشته Haruki Murakami
نام انگلیسی:
The Strange Library
نام فارسی:
کتابخانهی عجیب
نویسنده:
هاروکی موراکامی
Haruki Murakami
درباره کتاب کتابخانه عجیب نوشته هاروکی موراکامی:
«کتابخانه عجیب» با نام انگلیسی The Strange Library اثری از نویسنده تحسین شده ژاپنی، هاروکی موراکامی، و رمانی کوتاه خارق العاده درباره پسری ست که در کتابخانه ای کابوس مانند، اسیر شده است.
Haruki Murakami با این کتاب منحصر به فرد، خوانندگان خود را در دنیای عجیب و غریب وهم و تخیل، غرق می کند و پلی میان واقعیت و خیال می سازد. این کتاب که به سبک سوررئال نوشته شده است، روایتگر داستان یک پسر بچه ی تنها، دختری مرموز و مردی عذاب دیده که لباس گوسفند به تن کرده، می باشد که این شخصیت ها قصد فرار از یک کتابخانهی ترسناک و مرموز را دارند.
این داستان، مانند هیچ یک از آثار دیگر موراکامی، نیست و چندین کتاب مصور نیز براساس آن منتشر شدهاست.
کتابخانه عجیب اثر هاروکی موراکامی
کتاب «کتابخانه عجیب» از نظر فضا، ابزارها و قهرمانِ دور از انتظارش، قطعاً برای بیشتر طرفداران موراکامی بهطرز جذابی آشنا خواهد بود. در این داستان با یک پسر منزوی و درونگرا روبرو میشویم؛ یک ساختمان عمومیِ معمولی که رازی عمیق را در خود پنهان کرده است؛ یک هزارتوی مخفی؛ مردی خبیث و کریه که به شکلی تهدیدآمیز سایهاش بر زندگی پسر سنگینی میکند؛ یک «مرد گوسفندی» و یک راهنما و حامیِ زنِ اثیری و زیبارو که «هر لحظه پیدا و پنهان میشود» و در نقش مرغِ مقلدِ خانگی پسر نیز ظاهر میشود. این کتاب با قلمی بسیار زیبا نوشته شده و هیچ چیز به اندازهی نسخهی موراکامیایی از قصههای پریان برادران گریم (البته نسخههای اصلی و خشن آنها، نه نسخههای تلطیف و سانسور شده) را به یادم نمیآورد.
خلاصه داستان کتابخانه عجیب، خطر اسپویل شدید!
یک خلاصهی داستانِ سریع برای کسانی که هنوز کتاب را نخواندهاند اما علیرغم هشدار اسپویل (لو رفتن داستان)، به سراغ این نقد آمدهاند: پسربچهای در راه بازگشت از مدرسه به خانه، سری به کتابخانهی محلی خود میزند تا چند کتاب را پس بدهد و کتابهای دیگری امانت بگیرد. او از یک کتابدار کمک میخواهد؛ کتابدار او را از چند پله و یک راهروی طولانی پایین میبرد و به اتاقی به شماره ۱۰۷ هدایت میکند. از آنجا به بعد، پسر وارد ماجراجویی در یک هزارتوی زیرزمینی میشود؛ جایی که باید راهی برای فرار از آن پیدا کند، وگرنه با مرگی هولناک به دست پیرمرد ترسناکی که او را به این هزارتو کشانده، روبرو خواهد شد. او برای زنده ماندن باید با تمام بدترین ترسهایش (برخی شخصی و برخی کهنالگویی و جهانی) روبرو شود و کمکِ دوستانش را ــ که شاید خیالی باشند ــ بپذیرد. منابع شخصی که او در اختیار دارد، هوش و مهارتش در کتابخوانی است؛ از جمله توانایی او در غرق شدن در دنیای کتابها و تخیل خلاقش.
اگر از خواندن مجموعه کتابهای «موش» (شامل: بشنو آواز باد/ پینبال ۱۹۷۳، تعقیب گوسفند وحشی، رقص رقص رقص)، کتاب وقایعنگاری مرغ کوکی، کافکا در ساحل، سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا و بهخصوص کتاب 1Q84 لذت بردهاید، از یافتن عناصر همهی این آثار در اینجا خوشحال خواهید شد.
🔍 نگاهی به مفاهیم عمیقتر داستان The Strange Library :
«The Strange Library» اثری تمثیلی است و من هنوز درگیر درک معنای کامل آن هستم. البته خودم را با این واقعیت دلداری میدهم که موراکامی معمولاً تمایلی به چسباندن یک معنای خاص به نوشتههایش ندارد؛ بنابراین فرض میکنم تنها کسی نیستم که همیشه متوجه منظور او نمیشود. در کنار کهنالگوهای غیرمتعارف موراکامی که در بالا ذکر شد، زنی نیز وجود دارد که پسر فراتر از تمام آرزوهایش، میخواهد او را از نگرانی، ترس و آسیب نجات دهد: مادرش.
او در این تلاش شکست میخورد و سفر ماوراءالطبیعی او به یک جهنم شخصی، در نگاهی به گذشته، نشاندهندهی سفرِ ناخواسته و دردناک او در دلِ اَندوه و سوگواری درک میشود. (حداقل این برداشت من بود، اما مشتاق شنیدن تفاسیر دیگر نیز هستم.)
راستش را بخواهید، در پایان کمی احساس فریب خوردن کردم؛ انگار داستان خاصی را دنبال میکردم اما بعد به مسیر دیگری کشانده شدم، درست همانطور که پسر فریب خورد و به هزارتو کشانده شد. این کتاب کوچک در ابتدا خندهدار شروع میشود (یک خندهی واقعی، نه فقط یک طنز عجیب و غریب)، اما اینطور تمام نمیشود. خواننده و پسر با کمکِ کوچک دوستانشان راه خود را از میان هزارتو پیدا میکنند، اما هیچ نوری در انتهای تونل وجود ندارد: فقط انزوا و ناامیدی است. موراکامی ما را به درون اعماق غم و تنهاییِ مطلقِ پسر پرتاب میکند و همانجا رهایمان میسازد. حتی دیگر خبری از آن دختر زیبای مرغِمقلد یا مرد گوسفندیِ مهربان نیست که با پیراشکی و کلمات دلگرمکننده آرامشمان دهد. با این حال، هر چقدر هم که پایانی سخت و تاریک باشد، استعارهای کاملاً بجا برای داغِ جانسوزِ از دست دادن عزیزان است.
❓ یک سوال چالشبرانگیز: چرا یک کتابخانه عجیب؟
بهترین حدس من این است که کتابخانه حداقل دو مفهوم را برای بیشتر خوانندگان و همچنین برای این پسر تداعی میکند: یک پناهگاهِ منظم، امن و ساکت؛ و مکانی که در آن دسترسی نامحدود به گنجینههای عظیم دانش وجود دارد. اینجا جایی است که تیپِ خاصی از افراد ــ یعنی کتابخوانها و پژوهشگران ــ برای یافتن پاسخهایشان به آنجا میروند. در واقع، قهرمان داستان ما کتابهایی دربارهی حقایق و تاریخچههای شخصی را دوست دارد که میتوانند چیزهای مفیدی دربارهی جهان به او بیاموزند. وقتی برای اولین بار با او ملاقات میکنیم، او در حال پس دادن کتابهای «چگونه یک زیردریایی بسازیم» و «خاطرات یک چوپان» است.
کتابداران نیز نماد دانش و یاریرسانی هستند. آنها آنجا هستند تا ما را از میان قفسههای کتاب ــ که خود نوعی هزارتو است ــ راهنمایی کنند؛ درست مانند تمام بزرگسالانی که در کودکی به آنها اعتماد میکنیم و ما را در مسیر زندگی هدایت میکنند. پسرِ داستان «The Strange Library» دو چیز را پشت سر هم یاد میگیرد که البته هیچکدام درسهایی نبودند که امیدِ آموختنشان را داشت: اول اینکه کتابداران ــ و به تبع آن، سایر بزرگسالان ــ لزوماً یاریرسان یا قابل اعتماد نیستند؛ دوم اینکه برای برخی از سوالات زندگی، هیچ پاسخ خوبی وجود ندارد.
اهمیت مادر در زندگی پسر از همان ابتدا روشن است، زیرا او بارها به چیزهایی که مادرش به او آموخته اشاره میکند: دربارهی وقتشناس بودن، مودب بودن و مراعات دیگران را کردن. اما حدی برای آنچه مادران میتوانند به پسرانشان بیاموزند وجود دارد و قبل از پایان داستان، پسر درمییابد که نه کتابخانه و نه هدایتِ مهرانگیزِ مادرش، هیچکدام نمیتوانند او را از سرنوشتش نجات دهند. به باور من، این دقیقاً همان حسی است که در کودکی، برای اولین بار در لحظاتی وحشتزده درمییابیم که والدین ما نیز مانند خودمان جایزالخطا، آسیبپذیر و شکنندهاند.
«توری آموس» (خواننده) زمانی میخواند: «نزدیک بود با ماشین از روی یک فرشته رد شوم، او یک سیگار برگِ بزرگ و خوب بر لب داشت. او گفت: به یک معنا، تو اینجا تنها هستی. پس اگر تصمیم به پریدن داری، بهتر است خیلی بلند بپری». به یک معنا، هر یک از ما اینجا تنها هستیم، اما در کودکی این را نمیدانیم؛ حداقل نه به این زودیها. در لحظاتِ ویرانگرِ از دست دادن، ما این تنهایی را با دردی به صلابت و کوبندگیِ یک پتک، با تمام وجود حس میکنیم. مرگ هیولایی است که نمیتوان آن را کشت، غم ما را زنده زنده میبلعد و مادران میتوانند همه چیز را به ما بیاموزند، جز اینکه چگونه بدون آنها زندگی کنیم.
(پینوشت: تا جایی که به یاد دارم، هیچکدام از گربههای معروف موراکامی ــ چه سخنگو و چه ساکت ــ در The Strange Library ندارند. میدانم، باورکردنی به نظر نمیرسد. باید خودتان کتاب را بخوانید و ببینید. اگر گربهای پیدا کردید به من هم خبر بدهید!)
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- پسورد تمامی فایل ها www.bibliofile.ir است.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
- در صورتی که این فایل دارای حق کپی رایت و یا خلاف قانون می باشد ، لطفا به ما اطلاع رسانی کنید.
بیبلیوفایل | بزرگترین مرکز فروش محصولات مجازی و دانلودی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.