معرفی و دانلود مجموعه شعر شامگاه | Evening

نوع فایل
epub
حجم فایل
222kb
تعداد صفحات
242
زبان
روسی و انگلیسی
تعداد بازدید
365 بازدید
20,000 تومان

  خرید این محصول

معرفی و دانلود

مجموعه شعر شامگاه

Evening

نام روسی ( اصلی) کتاب :

 

Vecher/Вечер

شاعر:

آنا آخماتووا

Anna Akhmatova

А́нна Ахма́това

 

مترجم به انگلیسی:

Andrey Kneller

 

سال چاپ:

۲۰۱۳


دانلود مجموعه شعر شامگاه|Evening|زندگینامه آنا آخماتووا


مجموعه شعر شامگاه (Evening) نوشته آنا آخماتووا ( سال ۱۹۱۲) به زبان روسی به همراه ترجمه انگلیسی 


درباره ی آنا آخماتووا (Anna Akhmatova)

 

درباره آنا آخماتووا ( Anna Akhmatova ) :

آنا آخماتووا (Anna Akhmatova)، با نام اصلی آنّا آندرییوا گارینکو (به روسی: А́нна Ахма́това, نام واقعی А́нна Андре́евна Горе́нко) ‏ (۱۸۸۹-۱۹۶۶) شاعر و نویسنده روس. یکی از بنیان گذاران مکتب شعری آک مه ئیسم (به روسی: Акмеизм) (اوج گرایی).
او همسر نیکولای گومیلیف شاعر و مادر لِف گومیلیف نویسنده و مردم شناس است.

زندگینامه آنا آخماتووا :

 

۱. کودکی آنا اخماتووا

آنّا در ۲۳ ژوئن ۱۸۸۹ (در گاه شماری رایج در آن زمان ۱۱ ژوئن) در بال شوی فان تان (فوارهٔ بزرگ) در نزدیکی بندر ادسا به دنیا آمد. جد مادری اش، احمدخان (احمد به روسی می شود آخمات)، از خان های تاتار و از نسل چنگیز بود. در آن زمان پدرش مهندس مکانیک کشتی بود و از نیروی دریایی بازنشسته شده بود. یک ساله بود که به همراه خانوادهٔ به تسارسکویو سلو، یا «روستای شاهی» نزدیک سن پترزبورگ نقل مکان کردند و او تا شانزده سالگی در همان جا زندگی کرد. تسارسکویو سلو همان جایی است که پوشکین، شاعر برجستهٔ روس، نیز جوانی اش را در آن گذرانده بود.
این تقارن برای آنا الهام بخش بود و همیشه از آن سخن می گفت. خواندن را با کتاب الفبای تالستوی آموخت. در پنج سالگی سخن گفتن به فرانسه را یاد گرفت آن هم تنها با گوش دادن به درس هایی که خانم معلمی به بچه های بزرگ تر می داد. در مدرسه گرامر تسارسکویه نخستین شعر خود را، در یازده سالگی، سرود. پدرش، آندره گارنکو، وقتی از زبان او شنید که می خواهد شاعر شود معلوم نیست چرا تصور کرد شاعر بدی خواهد شد برای همین به او اخطار داد که نام خانوادگی شان را با این شعرها خراب نکند. آنا هم به جای استفاده از نام خانوادگی پدرش از نام جد مادری اش آخماتووا استفاده کرد و نام اش از آن پس شد آنا آخماتووا.
در ۱۹۰۵ پدر و مادرش از هم جدا شدند و مادر فرزندان اش را با خود ابتدا به اوپاتوریا برد و بعد از مدتی به کی یف رفتند و آنجا ساکن شدند. ۱۹۰۷ در کی یف، در دبیرستان فوندوکلی یفسکایا تحصیلات متوسطه را تمام کرد و همان جا به دانش گاه رفت. در دانشکده حقوق آموزشگاه عالی زنانه، حقوق خواند.

۲. ازدواج آنا اخماتووا

در ۱۹۱۰، در بیست و یک سالگی، با وجود مخالفت خانواده اش، با شاعری به نام نیکولای گومیلیف ازدواج کرد. «این ازدواج نتیجه ی ِ عشق ِ یک طرفه ی گومیلیوف و چند بار اقدم به خودکشی ی ِ او بود، از همین رو دیری نپایید. » به هر روی پس از ازدواج برای ماه عسل به پاریس رفتند و پس از بازگشت از پاریس، گومیلیوف برای مدتی به حبشه رفت و آخماتووا به سن پترزبورگ نقل مکان کرد و در آنجا برای ادامهٔ تحصیل به دانشگاه رایف رفت و به تحصیل تاریخ و ادبیات پرداخت. سال بعد با همسرش و چند شاعر دیگر گروه موسوم به «کارگاه شعر» را تشکیل دادند و مکتب آک مه ایسم را بنیان نهادند.
در این سال ها شعرهای او در نشریات مختلف منتشر شد. در ۱۹۱۲ ضمن سفری به شمال ایتالیا از جنوا، پیزا، فلورانس، بولونیا، پادووا، ونیز دیدن کرد. نخستین مجموعه اشعارش به نام «شامگاه» منتشر شد. «این کتاب و اثر بعدی و قرینه اش، باغ گل(۱۹۱۴)، که در میان منتقدان و عموم مردم توفیق بسیاری به دست آورد، دو کتاب کوچک و بی تکلف بودند که توفیق اولیه آک مه ئیسم تا اندازهٔ زیادی مدیون آنها بود. » در اول اکتبر همین سال فرزندش لِف به دنیا آمد. همسرش خیلی زود آن ها را ترک کرد و داوطلبانه به ارتش پیوست. در ۱۹۱۸ از همسرش جدا شد و بعد از مدتی با باستان شناسی به نام ولادمیر شی لی کو ازدواج کرد. امیدوار بود با این دانشمند برجسته بتواند زندگی خوبی داشته باشد اما شی لی کو زن می خواست نه شاعر؛ برای همین شعرهای آنا را در سماور می سوزاند. به هر حال این ازدواج هم دیر نپایید. پس از اعدام نیکولای گومیلیف در ۱۹۲۱ به جرم فعالیت های ضدانقلابی به تنهایی مسئولیت بزرگ کردن فرزندشان را به عهده گرفت.
۳. اختناق و سانسور در دوران انا آخماتووا
هر چند اکثریت نویسندگان و هنرمندان و فرهیختگان روس به تنگ آمده از دیکتاتوری تزار به استقبال انقلاب اکتبر رفتند اما آخماتووا، هر چند هرگز حاضر نشد جلای وطن کند و به صف مخالفان حکومت جدید در خارج از روسیه (اتحاد جماهیر شوروی) بپیوندد، اما از همان آغاز هم راهی چندانی با انقلاب نداشت و با اعدام همسر سابق اش و فضای خفقان آوری که حکومت استالین حکم فرما کرده بود در صف ناراضیان جای گرفت.
طی سال های بعد، در دهه سی میلادی، هر چند تحت سانسور شدید حکومت استالین قرار داشت اما به مطالعه و تحقیق در مورد معماری پترزبورگ باستانی و شاعر کلاسیک روس پوشکین پرداخت و عضو آکادمی علوم در پوشکین شناسی شد و مقالات متعددی از او در مورد پوشکین منتشر شد. سه کتاب نیز در بارهٔ پوشکین نوشت که هر سه در زمان خود منتشر شدند. اما از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۰ فقط یکی از کتاب های اش اجازه چاپ مجدد می گیرد. تنها فرزندش لف در بین سال های ۱۹۳۳ و ۱۹۴۹ چندین بار به اتهامات واهی دستگیر و هر بار پس از مدتی کوتاه آزاد می شود.
دستگیری پی درپی فرزندش و زندانی و تبعید در اردوگاه های کار اجباری نیکلای پونین شریک زندگی اش در شعر بلندش به نام سوگواره، که مرثیه ای است برای زندگان، به خوبی ترسیم شده است. سوگواره حاصل ساعت ها انتظار او پشت در زندان لنینگراد به نام کرستی یا صلیب ها است. انتظار برای ملاقات با فرزند و شنیدن خبر سلامتی اش.
۴. جنگ جهانی دوم
در جنگ جهانی دوم آنا آخماتووا لنین گراد محاصره شده را با هواپیما ترک کرد. او نخست به مسکو و بعد به تاشکند رفت. تا ژوئن ۱۹۴۴، که به لنین گراد باز گشت، در تاشکند ماند و مانند بقیه شاعران در بیمارستان های نظامی شعرخوانی می کرد. در دوران جنگ چند شعر از او در مطبوعات چاپ شد. «پس از آن نیز هنگامی که از تاشکند، پناه گاه ِ زمان ِ جنگ اش، باز می گشت، سر ِ راه در سالن ِ موزه ی ِ پلی تکنیک ِ مسکو در برابر ِ جمعیتی سه هزار نفری شعر خواند. در پایان ِ این جلسه جمعیت با به پا خاستن و کف زدنی پرشور و ممتد نشان داد که علا رغم ِ فشار ِ سانسور و اختناق، مردم چهره های ِ تسلیم ناپذیر را می شناسند و ارج می گذارند. »
پس از پایان جنگ امید تازه ای برای باز شدن فضای سیاسی شکل گرفت. آیزایا برلین که در سفری در ۱۹۴۵ به روسیه با آخاماتووا ملاقات کرد در این باره می نویسد «از او خواستم اجازه دهد شعر بدون قهرمان و یادواره را رونویسی کنم. گفت: «نیازی نیست. مجموعه ای از اشعارم قرار است در فوریۀ ۱۹۴۶ از چاپ در آید. دارم غلط گیری اش را می کنم. نسخه ای از آن را برایتان به آکسفورد خواهم فرستاد. » در همین سال ها نخستین نوشتهٔ ادبی خود در قالب نثر را تجربه کرد و آن را به میخائیل میخایلوویچ زوشچنکو (۱۸۹۵–۱۹۵۸) نشان داد و او پیشنهاد کرد بعضی قسمت ها را حذف کند و آخماتووا هم موافقت کرد اما پس از دستگیری تنها فرزندش لف تمام یادداشت های خود را سوزاند.
پس از پایان جنگ در ۱۴ اوت ۱۹۴۶ قطع نامهٔ کمیتهٔ مرکزی، که گزارش ژدانوف نیز به آن الصاق شده بود، منتشر شد. «در این قطع نامه از آنا به عنوان ِ «فردگرا» و «خانمی از طبقات ِ بالا که پیوسته میان ِ اتاق ِ خواب و نمازخانه در آمدوشْد است» و «یک راهبه یا روسپی  واقع راهبه یی روسپی که روسپی گری را با دعا درهم می آمیزد» و «شعرش به کلی دور از خلق و متعلق به ده هزار تن اشراف ِ روسیه ی ِ قدیم است» یاد شده بود. » پی رو آن در روزنامه های ایزوستیا و لنینگراد از اشعار او به شدت انتقاد شد و سرانجام در همین سال از شورای نویسندگان اخراج شد. هر چند او هرگز بازداشت نشد و به زندان نیفتاد اما در عوض پسرش لف گومیلیوف مانند گروگانی در دست حکومت بارها به زندان افتاد و وقتی برای سومین بار بازداشت شد. آنا که جان تنها فرزندش را در خطر می دید در ۱۹۵۰ مجموعه ای انتشار داد به نام درود بر صلح این مجموعه که شامل پانزده قطعه شعر در مدح استالین است در مجله آگانیوک چاپ شد.
۵. اعاده حیثیت
با مرگ ژوزف استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ انتظار باز شدن فضای سیاسی فرهنگی در شوروی می رفت و سرانجام در ماه مه ۱۹۵۶ با نطق معروف نیکیتا خروشچف در کنگره بیستم حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی فضای سیاسی فرهنگی این کشور به طور نسبی باز شد. چند ماه پس از این نطق لف گومیلیف از زندان آزاد شد و به مطالعات قوم شناسی اش پرداخت و فضای کاری برای آخماتووا هم مناسب تر از پیش شد. هر چند آخماتووا با ناباوری به بازشدن فضای فرهنگی نگاه می کرد اما اعاده حیثیت از او تا جایی پیش رفت که سرانجام در ۱۹۵۹ بار دیگر به عضویت اتحادیهٔ نویسندگان پذیرفته شد و به عضویت هیئت رئیسه آن درآمد.
در ۱۹۶۱ مجموعه ای به نام شعرها از او منتشر شد و سال بعد منظومهٔ بدون قهرمان را پس از بیست و یک سال به پایان برد. سرانجام در ۱۹۶۴ در هفتاد و پنج سالگی از آخماتووا به طور کامل اعاده حیثیت شد و بخش عمدهٔ آثارش در اتحاد جماهیر شوروی مورد پذیرش قرار گرفت و سال های پایانی عمرش در آرامش گذشت. در ۱۲ دسامبر همین سال در ایتالیا جایزه اتنا تائورمینا (به ایتالیایی: Etna Taormina) به او اهدا شد و برای دریافت جایزه به کاتانیا در ایتالیا سفر کرد. این جایزه طی مراسمی با حضور نویسندگان و منتقدین ایتالیایی و غیرایتالیایی در قلعه اورسینی در سیسیل به او اهدا شد. این جایزه و حضور او در اروپا بار دیگر نام آخماتووا را برسرزبان ها انداخت و کسانی که تصور می کردند او در همان سال های اول انقلاب کشته شده است از زنده بودن او اطلاع پیدا کردند. آخماتووا از ایتالیا به فرانسه و انگلستان رفت.